أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

37

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بفرمود تا از نشيمن خود بيرون شوند عبد الله بن ابىّ گفت : بيرون مرويد كه من با شما در حصن آيم ، خداى تعالى گفت : مثل ايشان چون مثل اينان است از اهل بدر كه و بال كار خود بچشيدند بعضى را بكشتند و بعضى را اسير كردند و بنو قينقاع را بيرون كردند و ايشان را باشد با اين عذاب دنيا عذابى دردناك در آخرت . آنگه گفت : مثل منافقان يا جهودان چون مثل شيطان است با آدمى چون شيطان آدمى را گويد : كافر شو ، چون كافر شود باغرا و اغواى وى چنان كه با اهل بدر كرد ايشان را گفت : لا غالب لكم اليوم من النّاس كس امروز شما را غلبه نكند و من جار شما باشم ، آدمى چون گفتار وى بشنود و بوى فريفته گردد گويد : من بيزارم از تو ؛ من ترسم از خداى تعالى كه پروردگار عالميان است يعنى چنان كه شيطان آدميان را وعده دهد و خلاف كند منافقان جهودان را وعده دهند و خلاف كنند . عبد اللّه عبّاس ، و عبد الله مسعود گفتند : مراد به انسان برصيصاى راهب است و او مردى بود كه در زمان فترت در صومعهء هفتاد سال خداى را عبادت كرد ابليس هر چند خواست كه بر وى ظفر نيافت مردهء خود را جمع كرد و اين سخن با ايشان بگفت از جملهء ايشان ابيض شيطان گفت : كه من ويرا كفايت كنم و اين ابيض آن بود كه خواست تا رسول ( ص ) را وسوسه كند جبرئيل يك پر بر وى زد ويرا باقصاى هندوستان انداخت اين ابيض بيامد با جامهء راهبان در زير صومعهء برصيصا باستاد و آواز داد جواب نداد از آنكه به نماز مشغول بود ابيض بر وجه نفاق در زير صومعه به نماز مشغول شد با نيكوترين هيئتى ؛ برصيصا چون ويرا بر آن حال ديد گفت : يا عبد اللّه معذور دار كه تو آواز دادى و من در نماز بودم ترا چه حاجت است ؟ - گفت : ميخواهم كه با تو باشم تا سيرت تو فراگيرم و از علم تو اقتباس كنم ؛ برصيصا ابا كرد ابيض شيطان بسيار زارى كرد برصيصا ويرا دستور داد بر صومعه رفت و باوى بر طريقت وى صوم الوصال مىداشت و از آنچه برصيصا را عادت بود ده روز زيادت‌تر كرد و عبادت بيشتر از وى ميكرد ، برصيصا گفت : اين مرد از من قوىتر است و عبادت وى بيشتر است ، چون سالى بر آمد گفت : بخواهم رفت مرا يارى هست كه از تو عابدتر است پيش او خواهم رفت برصيصا را نمىبايست كه